غمی بزرگ به نام «کمبود گاز»؛ آینده ایران گروگان توهم توطئه شده است!
یکی از دلایل مهم تعطیلیهای پی در پی کشور کمبود گاز است؛ واقعیت تلخی که تندروها نمیخواهند قبول کنند که یکی از تاثیرات ویرانگر تحریم در زیرساختهای صنعت گاز ایران است.

اقتصاد۲۴ نوشت: ایران سرزمین شگفتی هاست؛ شگفتیهایی که گاه هر چند نشان از منابع طبیعی بسیار عظیم ایران دارد، اما در عین حال اندوهی نیز اکنون برای شهروندان ایرانی در پی خواهد داشت.
«ایران دومین ذخایر گاز طبیعی جهان و ۱۷ درصد از کل ذخایر جهانی را دارد» نیز یکی از همین موارد است. این که دومین دارنده ذخایر گاز طبیعی جهان و مالک ۱۷ درصد از کل ذخایر جهان اکنون با وجود دسترسی به منابع عظیم انرژی، با ناترازی و مشکلات جدی روبهرو است.
بیشتر بخوانید:
- عراق: به واردات گاز از ایران پایان میدهیم
- متلک روحانی به ماجرای تعطیلی آخر هفته: مگر پنجشنبه جزو دین و شنبه ضد دین است؟/ هنوز درگیر تصویب افایتیاف هستیم!
اکنون ایران با در اختیار داشتن ذخایر عظیم نفت و گاز، از جمله دومین ذخایر گاز متعارف و چهارمین ذخایر نفت متعارف جهان، از ظرفیتهای بالقوهای برای ایفای نقش محوری در اقتصاد جهانی برخوردار است، اما پایتخت کشور برای دو روز پیاپی در وسط هفته کاری و اکثر استانهای کشور برای سومین بار و در یکی از مهمترین ماههای سال تعطیل شده، چرا که دولت توان تامین گاز حتی برای تامین شهروندان کشور را ندارد.
بحران بزرگ ناترازی گاز به یکی از چالشهای اساسی ایران در حوزه انرژی تبدیل شده است و هر ساله در فصلهای سرد مشکلاتی مانند قطعی گاز یا افزایش مصرف سوختهای جایگزین در نیروگاهها را به همراه دارد. این وضعیت به دلیل استفاده از سوختهای آلاینده نیز تأثیرات منفی بر محیط زیست و کیفیت هوا به جا میگذارد.
سوال از وزیر درباره تعطیلات بدون طرح مساله سرمایه گذاری
برای چندمین بار در سال جاری دولت در ۸۰ درصد استانهای ایران تعطیل عمومی اعلام کرد. دلیلی که رسما برای این تعطیلیها اعلام میشود یا سردی هوا و یا صرفهجویی در انرژی و یا آلودگی هوا است. از سوی دیگر تصمیم به تعطیلی به دلیل بارش برف یا سردی بیش از حد هوا و یا حتی برای صرفهجویی در انرژی قاعدتا باید یک استثنا باشد، اما این روند در ایران تقریبا به یک رویه تبدیل شده است.
اکنون یکی از جلوههای ناترازی انرژی در ایران در حوزه گاز دیده میشود و کاهش مداوم سهم سرمایهگذاری در اقتصاد کشور از ۵۰ درصد در سال ۱۳۵۰ به ۲۳ درصد در سال ۱۴۰۱ و افت سرانه سرمایهگذاری خالص از ۴۰ میلیون تومان در سال ۱۳۵۵ به ۱۶ میلیون تومان در سال ۱۴۰۱ منجر به کاهش ظرفیت تولیدی و بهرهوری انرژی در کشور شده است.
در چنین شرایطی که بحران سرمایه گذاری در حوزه انرژی ایران در کنار عدم تنوع سبد انرژی ایرانیان یک بحران جدی است حال گفته میشود که سهشنبه آینده سوال از وزیر نفت به دلیل ناترازی انرژی و تعطیلیها در دستور کار صحن علنی مجلس است.
در جلسه اخیر مجلس نیز محمد منان رئیسی، نماینده قم در تذکری به هیات رئیسه و رئیس مجلس نسبت به شرایط کشور و تعطیلیها اعتراض کرد و گفت که سوالی از وزیر نفت را مطرح کرده، اما به دلیل شلوغی برنامه صحن علنی مجلس در دستور کار قرار نگرفته است. او هم چنین خطاب به قالیباف گفت: اگر شما رئیسجمهور بودید و آقای پزشکیان نماینده آیا نسبت به شرایط امروز کشور و این قیمت دلار اعتراض نمیکرد؟
در ادامه قالیباف تاکید کرد که به دلیل شلوغی برنامه صحن علنی و لزوم بررسی بودجه و اصلاح انتخابات شوراها این سوال در دستور قرار نگرفته است. قالیباف گفته که قول میدهم سهشنبه هفته آینده سوال از وزیر نفت در دستور کار صحن علنی قرار گیرد.
تعطیلیهای روزهای دوشنبه و سهشنبه، ششم و هفتم اسفند که به غیر از ۶ استان در سایر استانهای ایران اعلام شد و هم چنین تعطیلیهای ادامهدار در روز چهارشنبه، اعتراض بسیاری از چهرههای سیاسی و نیز کارشناسان و مردم عادی را برانگیخته است، اما سوال اینجاست آیا نمایندگان مجلس خبر از وضعیت بحرانی سرمایه گذاری و تاثیر ویرانگر تحریمها بر زیرساختهای صنعت گاز ایران ندارند؟
خبر از رسیدن این بحران دستکم یک دهه است که تکرار میشود و تاکنون که گوش شنوایی نبود، اما کاش به جای احضار وزیر بگویند برای غلبه بر ادامه این مسیر که میتواند حتی ویرانگرتر باشد چه فکری کردهاند؟
وابستگی پرخطر سبد انرژی ایران به گاز
مساله دیگر این است که ساختار مصرف انرژی در ایران، به شدت وابسته به گاز طبیعی است؛ چنانچه براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، از مجموع انرژی تولیدی کشور، ۷۲ درصد آن از گاز غنی، ۲۷ درصد از نفت خام و تنها یک درصد از منابعی، چون برق آبی، انرژیهای تجدیدپذیر و زغال سنگ تامین میشود.
این ترکیب سبد انرژی کشور، عملا گاز را به حامل اصلی انرژی در کشور تبدیل کرده، و به گونهای شده که حتی ۸۰ درصد برق تولیدی نیز وابسته به گاز طبیعی است.
این وابستگی، در کنار رشد روزافزون تقاضا، کشور را با چالشهای جدی در تامین انرژی مواجه کرده و افت فشار در مخازن میدان گازی پارس جنوبی، که حدود ۷۴ درصد گاز کشور را تأمین میکند، و رسیدن تولید به سقف ظرفیت، در کنار افزایش بیرویه مصرف، تهدیدی جدی برای آینده تامین انرژی کشور به شمار میرود.
مساله این جاست که در همه ۵ دهه گذشته تقریبا هیچ برنامه ریزی برای انرژی جایگزین گاز در سبد انرژی کشور نشده است. بدتر اینکه در شرایطی که ایران اکنون به شدت در حوزه انرژی مصرفی خود وابسته به گاز است (احتمالا با این امید که منابع گازی قدرتمندی دارد) اما برای توسعه میادین گازی خود نیز هیچ اندیشهای نداشته و حتی در فشار تحریمهای خارجی و جولان تحریمخواهان داخلی، امکان توسعه میادین گازی خود را از دست داده است.
قطر پیشتاز سرمایه گذاری و ایران مانده بدون سرمایه و تخصص
در حقیقت اکنون ایران کشوری است به شدت وابسته به منابع گازی بدون سرمایه گذاری در این حوزه!
کافی است نگاهی به روند سرمایه گذاری سنگین قطر در سال ۱۴۰۱ فقط در حوزه پارس جنوبی که آنان گنبد شمالی میخوانند بیاندازیم تا با شگفتی مواجه شویم.
در خرداد سال ۱۴۰۱ و در بازه زمانی کمتر از ۱۰ روز دولت قطر ابتدا با شرکتهای انی (ایتالیا)، توتال (فرانسه) و کونوکو فیلیپس (آمریکا) قرارداد توسعه میادین گازی خود را بست و در ابتدای تیرماه همان سال با یکی دیگر از بزرگترین شرکتهای جهان در حوزه نفت و گاز و انرژی یعنی اکسونموبیل (آمریکا) نیز قرارداد دیگری امضا کرد.
در همان زمان نیز ایران حداقل ۱۰ تا ۱۵ سکوی ۲۰ هزار تنی و ۲۰ تا ۳۰ کمپرسور عظیم برای حفظ سطح تولید از این میدان مشترک نیاز داشت که ارزش آنها در آن زمان مجموعا حدود ۲۵ تا ۳۷ میلیارد دلار برآورد میشد.
نکته این جاست که همان زمان نیز گفته شده بود که اگر ایران نتواند سکوهای یاد شده را نصب کند، از سال ۲۰۲۳ هر سال ۱۰ میلیارد متر مکعب از تولید گاز ایران در این میدان عظیم کاهش خواهد یافت و تا یک دهه آینده، تولید سالانه گاز ایران از این میدان، از حدود ۱۸۰ میلیارد متر مکعب به زیر ۸۰ میلیارد متر مکعب سقوط خواهد کرد؛ بحرانی که صدای پای آن به شدت اکنون در گوش کشور پیچیده است.
چرا ایران باید با شرکتهای خاص گازی قرارداد بنویسد؟
از سوی دیگر این دکلها نه در اختیار همه شرکتهای گازی جهان بلکه در اختیار چند شرکت خاص است که تقریبا قطر با همه این شرکتها قرارداد نوشت بدون آن که کسی به عنوان جاسوس بازداشت شود و دولت تحت فشار لو رفتن نقشههای گازی قرار بگیرد.
گویا که این موارد تنها از ذهن اقتدارگرایان تندروی جناح پایداری و نزدیکان سعید جلیلی است که میگذرد.
در واقع مشکل ایران در حوزه گازی اکنون یک بحران دوگانه جدی است:
- اول ایران بحران سرمایه گذاری در حوزه انرژی و گاز دارد.
- دوم اینکه هر سرمایه گذاری توان و تخصص انجام پروژه در میادین گازی ایران را ندارد و دقیقا ایران به همان شرکتهایی برای حضور و سرمایه گذاری نیاز دارد که قطر با آنان قرارداد نوشت نه این که طرفهای چینی و روسی بدون تخصص وارد این میدان شوند. کما این که روسها برای توسعه میادین گازی خود نیز به سراغ همین شرکتها رفتند.
زیان روزمره تعطیلی کشور بر دوش اقتصاد نیمه جان
در چنین شرایطی حالا ایران دچار بحران روز افزون در حوزه انرژی شده و در نتیجه در یکی از شلوغترین و مهمترین ماههای سال یعنی اسفند، ناچار به تعطیلی گسترده کشور برای تامین برق و گاز است، تعطیلی که هر روز آن با زیان نجومی برای اقتصاد و صنعت و تولید کشور همراه میشود.
بنا بر گزارشی که مرکز پژوهشهای مجلس درباره ناترازی انرژی در ایران تهیه کرده بود و براساس سهم دولت در تولید ناخالص ملی، هر روز که ادارات، مراکز دولتی، دستگاههای ستادی و کارمندی دولت به بهانه ناترازی انرژی تعطیل میشود، رقمی به بزرگی ۷۵۸۵ میلیارد تومان از تولید ناخالص داخلی کشور کاسته میشود. در واقع با یک حساب حدودی و سرانگشتی تعطیلی ۱۰ روز کشور بیش از ۷۰ هزار میلیارد تومان از تولید ناخالص داخلی کشور میکاهد.
این زیان روزانه حدود ۷.۶ همتی اکنون فقط ناشی از اثرات اقتصادی تعطیلی ادارات و کارمندان دولت است و خسارت واقعی ناترازی انرژی و قطعی برق و گاز به صنایع و بخشهای مختلف اقتصادی را در برنمیگیرد و در صورت محاسبه این بخش حتی میتواند تبعات اقتصادی ناترازی انرژی بزرگتر و سهمگینتر باشد.
در این بین باید توجه داشت که صنایع انرژیبر مدتهاست که با ناترازی انرژی و قطعی برق و گاز مواجه هستند. بر اساس محاسباتی که چندی پیش انجمن فولادسازان انجام داده بود، ناترازی انرژی در ۹ ماهه امسال بیش از ۱۰۰ همت فقط به صنعت فولاد کشور زیان وارد کرده است که میانگین روزانه آن به ۳۷۰ میلیارد تومان میرسد.
حالا همین زیان را باید به صورت جداگانه برای سایر صنایع و بخشها نظیر سیمان، فلزات، صنایع غذایی، کشاورزی و… نیز محاسبه کرد تا رقم واقعیتر و تکان دهندهتری از خسارت و زیان روزانه به صنایع کشور را به دست آورد.
حالا تصور کنید زیانی که به بخش خصوصی، تولید کشور بر اثر تعطیلی و قطع برق و گاز وارد میشود. بخشهایی که باید چرخهای حرکت توسعه و اقتصاد باشند در یکی از بدترین تلههای رکود گرفتار شدهاند و آن نیز تعطیلیهای پیاپی است.
بدتر این است که صنایع ایران چه در بخش خصوصی و چه دولتی زمانی که تعطیل نبودند، برای روزها (در مورد چندین شهرک صنعتی بزرگ و مادر کشور) تا دو هفته پیاپی در دی ماه سال جاری برق و گاز نداشتند.
این روند اگر ادامه یابد، دیگر نه احضار و بازخواست هیچ وزیری پاسخگو خواهد بود و نه راهی برای کاهش ناترازی پیش روست. حقیقت غیرقابل انکار اکنون این است که رقبای منطقهای همچون قطر،کویت، عربستان و امارات در شرایطی قراردادهای سنگین و ارزشمند گازی امضا میکنند که ایران از این قافله به طور کامل جامانده است.
اکنون ایران نیازمند پیوستن به بازارهای جهانی انرژی و سرمایه گذاران خارجی است؛ سرمایه گذارانی که شرکتهای چینی و روسی خود وابسته به تکنولوژی روز فرانسه و نروژ و ایتالیا نباشند.
اگر این روند به زودی اصلاح نشود، شاید روزی حتی خود ساختمان مجلس در بهارستان نیز برقی نداشته باشد که وزیری را احضار کند.