در حادثه مهسا امینی باید عذرخواهی میشد
عماد افروغ: نظام باید در روش برخورد با اعتراضات مردمی تجدیدنظر کند
عماد افروغ معتقد است مردم باید شاهد باشند که نظام اگر میخواهد مردم از آن تاثیر بپذیرند، نظام هم از آنها تاثیر بپذیرد و یک بده بستان وجود داشته باشد.

به گزارش تازهنیوز، عماد افروغ، جامعهشناس و استاد دانشگاه در تحلیل اعتراضات این چندروزه در پی مرگ مهسا امینی گفت: این اعتراضی که همراه با تخریب اموال عمومی هست به نظر من میتواند ارتباطی با شیوه حکمرانی داشته باشد و برای همین نظام باید در روش خودش تجدید نظر کند.
او با تاکید بر اینکه مصوبهای نداریم که از گشت ارشاد و نوع برخورد او حمایت کند، میگوید؛ معلوم نیست کدام قانون دارد گشت ارشاد را حمایت میکند! چرا که من شخصا هیچ قانونی درباره گشت ارشاد ندیدم و حتی مصوبات شورای انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگی عمومی هم گشت ارشاد و نحوه برخورد آن را تایید نمیکند و باید تجدیدنظری صورت گیرد.
مشروح گفتوگو با عماد افروغ، تحلیلگر، جامعهشناس و استاد دانشگاه را به نقل از قرن نو میخوانید.
به نظر می رسد فاصله اعتراضات در ایران در حال کمتر شدن است، از اعتراضات اقتصادی تا اعتراضات سیاسی و اخیرا هم که بحث اجتماعی مبنای اعتراضات شد. پیام این اعتراضات از نگاه شما چیست؟
خیلی روشن است، یعنی از وضع اداره کشور و شیوه مواجهه با خودشان ناراضی هستند. این حداقل حکایت از یک نارضایتی جمعی و تا حدودی متراکم هست و یکبار خودش را سیاسی یکبار فرهنگی و یکبار اقتصادی نشان میدهد.
یعنی مردم یک اعتراض نسبت به شیوه مواجهه حاکمیت با خودشان دارند؛ به نوعی احساس طردشدگی سیاسی، طردشدگی اقتصادی و طردشدگی فرهنگی دارند. مردم احساس میکنند که به حساب نمیآیند و این به حساب نیامدن هم میتواند به لحاظ مشارکتی باشد، هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ فرهنگی.
نظام باید در برخی از قوانین تجدید نظر کند
هر از چند گاهی اعتراضات خودشان را نشان میدهند و متاسفانه، حکمرانان در شیوه حکمرانی خودشان یک تجدید نظری اعمال نمیکنند.
در همین ارتباط: عباس عبدی: برچیدن گشت ارشاد عقبنشینی نیست، پیشروی است
لازمه یک اداره سالم و مدیریت مطلوب جامعه این است که نظام حتی در برخی از قوانین خودش هم تجدید نظر کند. ما یک اصول مبنایی داریم که یک رسم است و یک قوانین داریم که آن باید منطبق با آن اصول و ارزشها باشد. گاهی اوقات قوانین با منطق با ارزشها نیست یا از آنها در اجرا فاصله میگیرد در حالی که باید هر از چند گاهی یک تجدید نظری روی قوانین صورت گیرد.
در یک قدرت رسمی و قدرت اجتماعی یا دیالیگتیک (باید و نبایدهای ایدئولوژیک و تاثیر و تاثرات واقعی اجتماعی) مردم باید شاهد باشند که نظام اگر مایل است که مردم از آن تاثیر بپذیرند، نظام هم از آنها تاثیر بپذیرد و یک بده بستان وجود داشته باشد.
مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گشت ارشاد را تایید نمیکند
وقتی این اتفاق میافتد یک انبساط طبیعی رخ میدهد ولی در حال حاضر مردم احساس میکنند که این انبساط نیست و به لحاظ ساختاری جامعهشناختی بروز و ظهور میکند و این خواست کشور ما نیست. یعنی هرجا فاصلهای هست نشان میدهد که با واکنش عمومی مردم و حتی بعضا خشونتآمیز مردم رو به رو شده است بنابراین این یک نارضایتی عمومی است و این نارضایتی عمومی باید درک شود. مثلا نارضایتی ناشی از شغل، گرانی، بیکاری، رکود اقتصادی، شکاف درآمدی و طبقاتی و…
در امور فرهنگی هم شاید بهانه گشت ارشاد باشد که البته گشت ارشاد یک مواجهه نرمی نداشته است ضمن اینکه در وجهه قانونی آن هم هزار اما و اگر وجود دارد و معلوم نیست کدام قانون دارد گشت ارشاد را حمایت میکند! چرا که من شخصا هیچ قانونی درباره گشت ارشاد ندیدم و حتی مصوبات شورای انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگی عمومی هم گشت ارشاد و نحوه برخورد آن را تایید نمیکند و باید تجدید نظری صورت گیرد.
در همین ارتباط: حسین شریعتمداری: مهسا امینی کاملا عادی دچار سکته قلبی شد
در ابتدای فوت مهسا امینی باید عذرخواهی صورت میگرفت
یعنی یک تجدید نظری روی گشت ارشاد و نحوه مواجهه آن صورت گیرد و حداقل باید در همان ابتدای فوت مرحومه مهسا امینی یک عذرخواهی میکردند. این عذرخواهی هم توجیه دارد و اینطور نیست که ما بگوییم یک عذرخواهی تصنعی بکنند، به هر حال اگر برخی مدعی هستند که این خانم سابقه عمل جراحی داشته و قبلا در ۸ سالگی سابقه عمل جراحی داشته پس چرا تا الان فوت نکرده بود؟ چرا باید در یک حادثه به خصوص فوت کند؟ چرا وقتی پلیس گشت ارشاد به او گیر میدهد این اتفاق میافتد؟ این نشان میدهد مسئولیت متوجه گشت ارشاد است، چون شوک غیرمترقبهای به او وارد شده است، اینها مباحث ظریفی است که متاسفانه به آن توجه نمیشود. رابطه قدرت و مسئولیت است و اگر بخواهم به سؤال شما برگردم حکایت از نارضایتی عمومی از وضع رایج شهر است.
در همین ارتباط: چرا هیچ کس به خاطر فوت مهسا امینی عذرخواهی نکرد؟
فکر می کنید نوع مواجهه حاکمیت با اعتراضات مردم باید چگونه باشد؟
نظام باید برای شنیدن اعتراضات مردم آماده باشد، یعنی بالاخره این اعتراضات یک نشانه و یک شاخص است که نظام دارد خوب اداره میشود یا نمیشود؛ در واقع، باید به استقبال این اعتراضات برود.
زمانی که نظام به استقبال اعتراضات نمیرود، به پیشبینی نخبگانش توجه نمیکند، زمانی که آمار خیلی از آسیبشناسیها نشان میدهد که ۷۸ درصد نارضایتی اقتصادی دارند یا ۸۱ درصد نارضایتی اجتماعی دارند، نظام باید استقبال کند و از این پیمایشها و اعتراضات درس عبرتی بگیرد. ولی وقتی درس عبرت نمیگیرد و کماکان یک سیاست خاص را دنبال میکند متاسفانه اعتراضات طبیعی و مدنی تبدیل به یک اعتراضات خشن میشود.
من میتوانم این را بر حسب یک نگرش منظومهای عرض کنم که این شیوه خشن صرف نظر از تحرکات بیرونی، نتیجه آن شیوه حکمرانی است؛ یعنی این دو با هم هستند. شیوه حکمرانی باعث این نحوه اعتراض خاص میشود، نه اعتراض مدنی قابل قبول که در چارچوب قانون تعریف میشود.
مردم رضایت کافی ندارند
این اعتراضی که همراه با تخریب اموال عمومی هست به نظر من میتواند ارتباطی با شیوه حکمرانی داشته باشد و برای همین نظام باید در روش خودش تجدید نظر کند. در فقر در توزیع درآمد و وضعیت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی باید تجدید نظر کند، مردم دارند نشان میدهند از وضع توزیع مواردی که رشته آن دست دولتها است، رضایت کافی ندارند.
آقای افروغ، چرا به مردم اجازه برگزاری تجمعات رسمی و قانونی را نمیدهد تا حرفشان را بزنند و…
در قانون اساسی اجازه داده شده که اعتراضات عمومی شکل بگیرد ولی وقتی این اجازه را نمیدهند و با فرض اینکه آنها هم درخواست داده باشند پس به شکل غیرقانونی خودش را نشان میدهد. یعنی هم مردم باید به این رشد برسند که اعتراضات خودشان را با مجوز برگزار کنند و هم دولتمردان باید انقدر سعه صدر داشته باشند که اجازه دهند که آنان بر حسب حق قانونی خودشان به صورت مدنی اعتراضات خودشان را مطرح کنند. اگر این اتفاق نمیافتد باید به میزانی که طرف قصور کرده شماتت شود.
یعنی آیا مردم تقاضا کردند که اعتراضات مدنی داشته باشند؟ آیا دولتمردان اجازه دادند یا ندادند؟ اگر مردم درخواست کردند حق قانونی خودشان را مطالبه کردند و اگر دولتها اجازه ندادند کوتاهی کردهاند. این یک بحثی است که جا افتاده و شناخته شده و قانون اساسی هم تایید کرده است.
در سالهای گذشته دولت وقت گفت ما جایی را تعریف میکنیم و از این به بعد انعطاف به خرج میدهیم. البته من نمیدانم این دفعه کسی تقاضای مجوز برای اعتراض کرد یا نکرد. البته بعید میدانم چنین تقاضایی شده باشد که یک نشستی برگزار شود، چرا که این رفتارها هیجانی و قابل پیشبینی بود. یعنی قابل پیشبینی بود که وقتی فوتی اتفاق میافتد یک شور اجتماعی همراه با هیجان شکل بگیرد و این در تمام دنیا همین شکل است و ماموران امنیتی – انتظامی ما باید آمادگی ذهنی و عملی را داشته باشند که این اعتراضات را جوری مدیریت کنند که متناسب با شرایط خاص باشد. چون مدیریت شرایط خاص با شرایط عادی خیلی فرق میکند.
این مطالب را هم ببینید:
مگه چی شده؟.