پیامدهای تلخ ناترازی برق؛ زندگی و اقتصاد مردم در خطر است +نمودار
صنعت برق ایران با بحرانی عمیق از ناترازی عرضه و تقاضا، انحصار دولتی و سیستم قیمتگذاری ناکارآمد روبهرو است که پیامدهای گستردهای بر اقتصاد و زندگی روزمره مردم دارد.

تصور کنید در یک روز داغ تابستانی، درست زمانی که کولرها آخرین نفسهای خنک خود را به خانهها میدمند، برق ناگهان قطع میشود اما این فقط یک خاموشی موقتی نیست. پشت این تاریکی لحظهای، بحرانی عمیق و ساختاری نهفته است؛ بحرانی که هر سال پررنگتر از قبل سایهاش را بر اقتصاد، صنایع و زندگی روزمره مردم میگستراند. صنعت برق ایران، این ستون فقرات توسعه اقتصادی، حالا در آستانه فروپاشی تدریجی قرار گرفته است، نه به دلیل نبود منابع، بلکه به خاطر زنجیرهای از تصمیمات اشتباه، ساختارهای فرسوده و سیاستهای ناکارآمد.
در حالی که کشورهای پیشرفته با سرعت به سمت تنوعبخشی به منابع انرژی، بهینهسازی مصرف و استفاده از فناوریهای نوین حرکت میکنند، صنعت برق ایران در چرخهای معیوب از مصرف بیرویه، تولید ناکافی و تلفات گسترده گرفتار شده است. هر تابستان که دماسنجها بالا میروند، فاصله میان آنچه مصرف میکنیم و آنچه تولید میشود، بیشتر میشود؛ فاصلهای که دیگر با راهکارهای موقتی پر نمیشود و تنها نتیجهاش خاموشیهای گستردهتر و فشار مضاعف بر زیرساختهای فرسوده است.
اما این همه ماجرا نیست. انحصار دولتی بر صنعت برق، مانند قفلی بر در نوآوری و رقابت، سرمایهگذاری خصوصی را خفه کرده است. در شرایطی که دنیا به سمت انرژیهای پاک و تجدیدپذیر گام برمیدارد، سهم این منابع در ایران همچنان در حد آمارهای تکرقمی باقی مانده است. سیستم قیمتگذاری دستوری و یارانههای بیهدف نهتنها بار مالی سنگینی بر دوش دولت گذاشته، بلکه انگیزه برای بهینهسازی مصرف و توسعه زیرساختهای جدید را هم از بین برده است. نتیجه این رویکردها، شبکهای از سیمهای فرسوده و نیروگاههایی است که توان همگامی با رشد مصرف را ندارند.
این بحرانها به هم گره خوردهاند، مثل یک دومینو که سقوط یکی، بقیه را هم با خود میکشد. اگر امروز فقط چند ساعت در روز با خاموشی روبهرو هستیم، فردا ممکن است این خاموشیها به هفتهها یا حتی ماهها کشیده شود، مگر اینکه تغییرات اساسی و جسورانهای در ساختار صنعت برق ایجاد شود. این گزارش سفری است به دل تاریکیهای صنعت برق ایران؛ جایی که هر عدد و نمودار، داستانی از فرصتهای از دست رفته، تصمیمات اشتباه و چالشهای پیشرو را روایت میکند اما در دل این تاریکی، روزنههایی از نور هم دیده میشود، به شرط آنکه راه درست را انتخاب و پیش از آنکه چراغها برای همیشه خاموش شوند، فکری به حال این بحران کنیم.
مصرف میتازد، تولید جا میماند
ناترازی در عرضه و تقاضای برق یکی از معضلات ساختاری صنعت برق ایران است که پیامدهای گستردهای برای اقتصاد و زندگی روزمره مردم به همراه دارد. این ناترازی به دلایل متعددی از جمله رشد سریع مصرف، ضعف در توسعه زیرساختهای تولید و انتقال و ناکارآمدی در مدیریت مصرف انرژی به وجود آمده است.
یکی از مهمترین عوامل بروز این ناترازی، افزایش بیرویه مصرف برق به ویژه در فصول گرم سال است. طی سالهای اخیر، مصرف برق در دورههای اوج تقاضا به میزانی افزایش یافته که در برخی مناطق کشور، فاصله میان ظرفیت تولید و تقاضا به ۲۰درصد نیز رسیده است. این رشد سریع مصرف، در حالی رخ داده که توسعه ظرفیت تولید برق همگام با آن پیش نرفته و سرمایهگذاریهای جدید در این حوزه به دلیل مشکلات ساختاری و اقتصادی با محدودیتهای جدی مواجه شده است. براساس آمارهای وزارت نیرو، طی بازه زمانی ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ در حالی مصرف برق به طور میانگین سالانه ۵/۴درصد رشد داشته که میانگین افزایش سالانه ظرفیت نیروگاههای کشور در این مدت حدود ۸/۲درصد بوده است.
مدیریت ناکارآمد تقاضا نیز به تشدید این ناترازی دامن زده است. در حالی که کشورهای پیشرو در صنعت برق از برنامههای مدیریت سمت تقاضا برای کاهش مصرف در ساعات اوج استفاده میکنند، در ایران این رویکردها به طور موثر اجرا نشده است. این در حالی است که اجرای موفق این برنامهها میتواند تا ۱۵درصد از بار اوج مصرف را کاهش دهد و نیاز به توسعه ظرفیتهای جدید تولید را به تعویق بیندازد. آمارها نشان میدهد در بازه زمانی ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳، میزان تقاضای برق در پیک مصرف به طور سالانه افزایش ۵درصدی را تجربه کرده است. این در حالی است که تولید برق در پیک مصرف به طور سالانه تنها ۲درصد رشد داشته است.
افزایش تقاضا در پیک مصرف در کنار رشد محدود ظرفیت تولید برق به ویژه در زمانهای اوج مصرف منجر به تشدید ناترازی برق و خاموشیهای گسترده شده است. آمارها نشان میدهد از سال ۱۴۰۰ ناترازی برق در زمان پیک مصرف به شدت افزایش یافته و به طور میانگین به حدود ۱۳هزار مگاوات رسیده است. سال ۱۴۰۳ نیز ناترازی برق در پیک مصرف به رکورد ۱۴۵۰۰مگاوات رسید و پیشبینی میشود در صورت ادامه روند کنونی این ناترازی در سال آینده به بیش از ۲۰هزار مگاوات برسد.
تاریکی در انتهای خط قیمتگذاری دستوری
سیستم قیمتگذاری برق در ایران با چالشهای ساختاری جدی مواجه است که آثار منفی گستردهای بر بهرهوری، پایداری مالی و جذب سرمایهگذاری در صنعت برق داشته است. این ناکارآمدی نهتنها تعادل اقتصادی تولید و توزیع برق را بر هم زده، بلکه موجب کاهش کیفیت خدماترسانی و افزایش ناترازی در شبکه برق کشور شده است.
یکی از مهمترین مشکلات در سیستم قیمتگذاری برق، تثبیت دستوری قیمتها بدون توجه به هزینههای واقعی تولید و توزیع است. در حالی که هزینههای تولید برق به دلیل افزایش قیمت سوخت، نگهداری زیرساختها و نوسازی تجهیزات به طور مداوم در حال افزایش است، قیمت برق برای مصرفکنندگان نهایی در سطوحی پایینتر از واقعیتهای اقتصادی تعیین میشود. این اختلاف باعث شده شرکتهای تولیدکننده و توزیعکننده برق نتوانند هزینههای عملیاتی خود را به طور کامل پوشش دهند که نتیجه آن انباشت بدهیها و کاهش انگیزه برای سرمایهگذاری در بهبود زیرساختها بوده است. بررسی دادههای مرکز آمار حاکی از افزایش بیش از سه برابر هزینه تولید برق از ابتدای سال ۱۳۹۹ تا پایان سال ۱۴۰۲ است.
یارانههای گسترده انرژی یکی دیگر از عوامل ناکارآمدی سیستم قیمتگذاری است. این یارانهها که بخش قابل توجهی از هزینههای واقعی برق را پنهان میکنند، منجر به افزایش مصرف بیرویه برق، به ویژه در بخش خانگی و صنعتی شده است. در نتیجه مصرف برق در ایران به طور متوسط ۳۰درصد بیشتر از کشورهایی است که قیمت برق در آنها براساس مکانیسمهای بازار تعیین میشود. این الگوی مصرف نامتوازن، فشار مضاعفی بر شبکههای تولید و توزیع برق وارد کرده و ناترازی عرضه و تقاضا را تشدید کرده است.
یکی از مهمترین پیامدهای این رویکرد، کاهش شدید انگیزه برای سرمایهگذاری در زیرساختهای جدید است. در شرایطی که بازدهی اقتصادی پروژههای برق به دلیل سیاستهای یارانهای کاهش یافته، بخش خصوصی تمایلی به ورود به این صنعت ندارد. در نتیجه، توسعه نیروگاههای جدید، بهروزرسانی شبکههای انتقال و توزیع و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین با کندی مواجه شده است.
این موضوع بهویژه در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر به وضوح دیده میشود؛ جایی که سهم این منابع در سبد تولید برق ایران به طور قابل توجهی کمتر از میانگین جهانی است.
آمارهای وزارت نیرو نشان میدهد طی بازه زمانی هشت ساله از ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ سهم انرژی تجدیدپذیر از ظرفیت ایجاد شده تولید برق به طور متوسط ۷درصد بوده و در بهترین حالت در سال ۱۴۰۳ به ۱۴درصد رسیده است.
این در حالی است که نیروگاه گازی به طور میانگین سهمی ۵۰درصدی از ظرفیتهای ایجاد شده داشته و در سال ۱۴۰۳ سهم این نیروگاهها از کل ظرفیت ایجاد شده به ۷۶درصد هم رسیده است.
از سوی دیگر، یارانههای انرژی فشار سنگینی بر بودجه عمومی کشور وارد میکنند. بخش قابل توجهی از منابع مالی دولت صرف تامین یارانههای برق میشود که این امر نهتنها منابع مالی لازم برای توسعه زیرساختها را محدود میکند، بلکه مانع تخصیص بهینه منابع به بخشهای دیگر اقتصادی و اجتماعی میشود. در شرایطی که دولت با محدودیتهای مالی روبهرو است، ادامه این سیاست میتواند پایداری مالی کشور را به خطر بیندازد.
عدم شفافیت در تعیین قیمتها و نبود یک چارچوب روشن برای بازنگری دورهای نرخهای برق نیز بر ناکارآمدی این سیستم افزوده است. در حالی که در بسیاری از کشورها قیمت برق براساس عرضه و تقاضای بازار و با نظارت نهادهای مستقل تنظیم میشود، در ایران این فرآیند عمدتا در دست نهادهای دولتی است که اغلب به دلایل سیاسی و اجتماعی از تعدیل واقعی قیمتها خودداری میکنند. این مساله به ویژه برای بخش خصوصی که به دنبال بازدهی اقتصادی معقول از سرمایهگذاریهای خود است، چالشبرانگیز بوده و موجب کاهش شدید انگیزه سرمایهگذاری در این حوزه شده است.
بازار برق زیر سلطه انحصار
ساختار انحصاری صنعت برق ایران یکی از چالشهای اساسی این بخش به شمار میرود که تاثیر گستردهای بر کارایی اقتصادی، بهرهوری و پایداری سیستم برقرسانی کشور داشته است. در حالی که بسیاری از کشورها با اجرای فرآیندهای تجدید ساختار، به تفکیک بخشهای تولید، انتقال و توزیع برق پرداخته و رقابت را به عنوان عامل محرک بهرهوری وارد این صنعت کردهاند، صنعت برق ایران همچنان تحت سلطه ساختارهای انحصاری و شبهانحصاری باقی مانده است.
یکی از مهمترین پیامدهای این انحصار، کاهش چشمگیر انگیزه برای سرمایهگذاری در بخش تولید برق است. در حالی که در کشورهای دارای ساختار رقابتی، بخش خصوصی بیش از ۶۰درصد از سرمایهگذاریهای جدید را به عهده دارد، در ایران این رقم به طور قابل توجهی پایینتر است. این مساله منجر به رشد ناکافی ظرفیت تولید برق شده و در نهایت در زمانهای اوج مصرف، منجر به ناترازی عرضه و تقاضا میشود.
علاوه بر این، انحصار در صنعت برق موجب محدود شدن رقابت در بازار خردهفروشی شده است. در کشورهایی که موفق به اجرای کامل فرآیندهای تجدید ساختار شدهاند، مصرفکنندگان نهایی میتوانند از میان چندین ارائهدهنده خدمات برق، انتخاب کنند. این انتخابپذیری منجر به بهبود کیفیت خدمات و کاهش هزینههای نهایی برای مصرفکنندگان شده است اما در ایران، بیش از ۷۰درصد خردهفروشی برق تحت کنترل نهادهای دولتی یا وابسته به دولت بوده که این امر منجر به تثبیت ناکارآمدی در ارائه خدمات و کاهش انگیزه برای بهبود عملکرد شده است.
تاثیر دیگر انحصاری بودن ساختار صنعت برق، ناکارآمدی در بهرهوری عملیاتی است. در شرایط رقابتی، شرکتهای تولید و توزیع برق مجبور به بهینهسازی فرآیندهای خود برای باقی ماندن در بازار هستند. در حالی که در ایران، نبود فشار رقابتی باعث شده بهرهوری نیروگاهها و شبکههای توزیع در سطحی پایینتر از استانداردهای جهانی باقی بماند.
برق در راه گم میشود!
تلفات انرژی در شبکههای انتقال و توزیع برق یکی از مهمترین چالشهای زیرساختی صنعت برق ایران است که تاثیرات قابل توجهی بر بهرهوری، هزینههای عملیاتی و پایداری عرضه برق دارد. این تلفات که به معنای هدر رفتن بخشی از انرژی تولید شده پیش از رسیدن به مصرفکنندگان نهایی است، در ایران به سطحی رسیده که بیش از دو برابر میانگین جهانی برآورد میشود. این میزان از تلفات نهتنها نشاندهنده ناکارآمدی فنی و ساختاری در سیستم برقرسانی کشور است، بلکه پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی گستردهای نیز به دنبال دارد.
یکی از دلایل اصلی تلفات بالای انرژی، فرسودگی تجهیزات و زیرساختهای شبکه انتقال و توزیع است. بسیاری از خطوط انتقال و پستهای توزیع برق در ایران به دلیل عدم سرمایهگذاری کافی در نوسازی و نگهداری، دچار کاهش کارایی شدهاند. در حالی که کشورهای پیشرو در صنعت برق با بهروزرسانی مداوم تجهیزات خود توانستهاند تلفات شبکه را به زیر ۱۰درصد کاهش دهند، در ایران این میزان در برخی مناطق به بیش از ۲۰درصد رسیده است. این اختلاف به معنای هدر رفت بخش قابل توجهی از برق تولیدی و افزایش فشار بر نیروگاهها برای تولید بیشتر به منظور جبران این تلفات است.
تمرکزگرایی و عدم تنوع در منابع تولید و توزیع برق نیز به تشدید تلفات انرژی کمک کرده است. در بسیاری از مناطق کشور، به دلیل نبود زیرساختهای محلی تولید برق و وابستگی به نیروگاههای متمرکز، برق باید مسافتهای طولانی را طی کند تا به مصرفکنندگان نهایی برسد. این انتقال طولانیمدت، به ویژه در خطوط قدیمی و غیرکارآمد، منجر به افزایش چشمگیر تلفات میشود. در مقابل در کشورهایی که تولید برق به صورت پراکنده و نزدیک به محل مصرف انجام میشود، میزان تلفات به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
عدم استفاده از فناوریهای نوین مدیریت شبکه یکی دیگر از عوامل موثر در بالا بودن تلفات است. در حالی که سیستمهای هوشمند مدیریت انرژی در کشورهای پیشرفته به کاهش تلفات شبکه و بهینهسازی توزیع برق کمک میکنند، در ایران به دلیل نبود زیرساختهای فناوری و عدم سرمایهگذاری در این حوزه، این رویکردها به طور موثر پیادهسازی نشدهاند. اجرای این فناوریها میتواند به کاهش ۱۰ تا ۱۵درصدی تلفات شبکه منجر شود اما در شرایط فعلی، صنعت برق ایران از این ظرفیتها بهرهبرداری نمیکند.
علاوه بر این، مدیریت ناکارآمد بار مصرفی و نبود برنامههای مدیریت سمت تقاضا نیز به افزایش تلفات شبکه دامن زده است. در ساعات اوج مصرف، فشار مضاعفی بر شبکههای انتقال و توزیع وارد میشود که به افزایش تلفات و کاهش پایداری سیستم منجر میشود. در حالی که کشورهای دیگر با اجرای برنامههای مدیریت بار توانستهاند مصرف را در ساعات اوج کنترل کنند و تلفات را کاهش دهند، این رویکردها در ایران هنوز به صورت گسترده اجرا نشدهاند.
پیامدهای تلفات بالای انرژی فراتر از مسائل فنی است. افزایش هزینههای تولید و توزیع برق یکی از نتایج مستقیم این تلفات است چراکه نیروگاهها باید برای جبران انرژی هدر رفته، برق بیشتری تولید کنند. این امر نهتنها هزینههای عملیاتی را افزایش میدهد، بلکه فشار مضاعفی بر منابع سوختی و زیستمحیطی وارد میکند. تلفات بالا به معنای کاهش قابلیت اطمینان شبکه و افزایش احتمال خاموشیهای ناخواسته است که میتواند تاثیرات منفی بر صنایع و زندگی روزمره مردم داشته باشد.
برق یک رنگ، بحران چندوجهی
یکی از چالشهای اساسی صنعت برق ایران، عدم تنوع در منابع تامین انرژی است؛ مشکلی که نهتنها پایداری عرضه برق را تهدید میکند بلکه مانع توسعه فناوریهای نوین و افزایش بهرهوری در این صنعت شده است. تمرکز بیش از حد بر منابع فسیلی، بهویژه گاز طبیعی و نفت، موجب شده انعطافپذیری سیستم برقرسانی کاهش یابد و صنعت برق در برابر نوسانات قیمت انرژیهای فسیلی و محدودیتهای زیستمحیطی آسیبپذیرتر شود.
سهم غالب انرژیهای فسیلی در سبد تولید برق ایران به حدود ۹۰درصد میرسد، در حالی که در بسیاری از کشورها، سهم انرژیهای تجدیدپذیر به بیش از ۳۰درصد افزایش یافته است. این وابستگی به منابع فسیلی، مشکلات متعددی ایجاد کرده است، از جمله افزایش شدت مصرف انرژی، بالا رفتن میزان آلایندههای زیستمحیطی و کاهش پایداری تامین برق در مواجهه با بحرانهای سوختی. به عنوان مثال، در دورههای کاهش عرضه گاز طبیعی یا افزایش تقاضا در بخشهای دیگر، نیروگاههای برق با کمبود سوخت مواجه شده و تولید برق کاهش یافته است.
عدم توسعه کافی انرژیهای تجدیدپذیر از دیگر پیامدهای عدم تنوع در منابع انرژی است. با وجود پتانسیلهای فراوان ایران در حوزه انرژیهای خورشیدی و بادی، سهم این منابع در تولید برق همچنان کمتر از ۱۰درصد است. در حالی که کشورهایی با شرایط اقلیمی مشابه ایران توانستهاند سهم انرژیهای خورشیدی را به بیش از ۲۰درصد برسانند، در ایران به دلیل نبود سیاستهای حمایتی موثر، سرمایهگذاری در این حوزه به کندی پیش میرود. این وضعیت منجر به از دست رفتن فرصتهای اقتصادی و فناورانهای شده که میتوانستند نقش مهمی در کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی ایفا کنند.
چالشهای زیستمحیطی ناشی از تمرکز بر سوختهای فسیلی نیز یکی از تبعات مهم عدم تنوع در منابع انرژی است. نیروگاههای فسیلی به دلیل انتشار گازهای گلخانهای و آلایندههای دیگر، سهم قابل توجهی در آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی دارند. در شرایطی که بسیاری از کشورها با اجرای سیاستهای کاهش انتشار کربن و توسعه انرژیهای پاک به سمت اقتصادهای کمکربن حرکت میکنند، ایران همچنان در مسیر وابستگی به انرژیهای آلاینده قرار دارد. این موضوع نهتنها تهدیدی برای محیطزیست است، بلکه میتواند در آینده باعث اعمال محدودیتهای بینالمللی و فشارهای اقتصادی بر کشور شود.
ریسکهای امنیت انرژی نیز در نتیجه عدم تنوع در منابع تامین انرژی افزایش یافته است. وابستگی به چند منبع محدود، سیستم برقرسانی کشور را در برابر اختلالات احتمالی آسیبپذیر میکند. در مواقع بحرانهای داخلی یا خارجی، مانند تحریمها یا مشکلات تامین سوخت، سیستم تولید برق نمیتواند به سرعت خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. این در حالی است که در کشورهایی با سبد انرژی متنوع، سیستم برق با انعطافپذیری بیشتری میتواند به چنین چالشهایی پاسخ دهد.
علاوه بر این، عدم تنوع در منابع انرژی مانع توسعه فناوریهای نوین و جذب سرمایهگذاریهای جدید شده است. سرمایهگذاران داخلی و خارجی تمایل دارند در پروژههایی سرمایهگذاری کنند که پتانسیل رشد و بازدهی بلندمدت داشته باشند. در غیاب سیاستهای حمایتی از انرژیهای نو و تجدیدپذیر، فرصتهای جذب سرمایه در این حوزه از دست رفته و صنعت برق ایران از مزایای فناوریهای پیشرفته مانند شبکههای هوشمند و سیستمهای ذخیرهسازی انرژی بیبهره مانده است.