در سایه افزایش احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا، تهران از اهرم تازه‌ای برای بازدارندگی رونمایی کرده است؛ کابل‌های اینترنتی و زیرساخت‌های دیجیتالی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند.

رونمایی ایران از برگ برنده‌ای که هزینه جنگ را برای دشمن چند برابر می‌کند

اقتصاد ۲۴ نوشت: تنش‌ها میان ایران و ایالات متحده آمریکا به مرحله‌ای پیچیده و غیرقابل‌پیش‌بینی رسیده است؛ پاسخی که ترامپ به پیشنهاد ایران داده بود هنوز در تهران مورد بررسی است و ادعا‌های رئیس جمهور آمریکا درباره نزدیک بودن پایان جنگ یا خط و نشان‌های طرف آمریکایی برای افزایش فشار‌های اقتصادی به ایران نیز مدام تکرار می‌شود. همزمان شاهد اظهارات و مواضعی از سوی مقامات سیاسی و نظامی در ایران هستیم که نشان می‌دهد علاوه بر آمادگی برای پاسخ نظامی، در حوزه بازدارندگی نیز کارت‌های جدیدی روی میز قرار گرفته است. شاهد این مدعا هشدار‌هایی است که گاه و بیگاه درباره احتمال حمله به زیرساخت‌های فناوری در خلیج فارس داده می‌شود.

پیش از این رسانه‌های اصولگرا از جمله کیهان و فارس و ... ایده حمله به کابل‌های اینترنت در منطقه را مطرح کرده بودند، اما اظهارات اخیر محسن رضایی این گمانه را جدی‌تر کرده است. دبیر شورای عالی امنیت ملی، از امکان هدف قرار دادن زیرساخت‌های کلیدی فناوری اطلاعات، دیتاسنترها، تأسیسات هوش مصنوعی و کابل‌های داده زیردریایی متصل‌کننده شرق و غرب در صورت بروز حمله جدید آمریکا، سخن گفته و نشان داد که ایران غیر از تنگه هرمز، اهرم‌های دیگری هم در دست دارد.

با این حال نباید نادیده گرفته که ابزار‌های اینچنینی در طول زمان چالش‌هایی را نیز ایجاد خواهد کرد، چنانچه بستن تنگه هرمز در ماه‌های اخیر، ابتدا کفه ترازو را به نفع بازدارندگی ایران سنگین کرد، اما در درازمدت شمشیر دو لبه‌ای شد که کشور‌های منطقه را به سمت احداث و توسعه خطوط لوله جایگزین (مانند خط لوله شرق به غرب عربستان و خط لوله حبشان-فجیره امارات) سوق داد تا اتکای خود به این آبراه را کاهش دهند. از این رو، معرفی اهرم‌های جدید از جنس «زیرساخت‌های دیجیتال» را باید دقیق‌تر بررسی کرد. پیام واضح تهران این است که هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی جدید علیه ایران، محدود به جغرافیای پیرامونی نخواهد بود و می‌تواند زنجیره زیست دیجیتال و مالی حامیان منطقه و مداخله‌گران غربی را با اختلالاتی عمیق مواجه سازد.

اهرم تازه تهران مقابل آمریکا

در همین راستا شاهدیم که حتی رسانه‌های بین‌المللی نیز این موضوع را جدی گرفته و توجه بیشتری را معطوف به آن کرده‌اند. تازه‌ترین نمونه نیز انتشار نقشه شبکه کابل‌های فیبر نوری زیردریایی که از بستر تنگه هرمز و آب‌های پیرامونی آن عبور می‌کنند، در گاردین است. بر اساس داده‌های موجود و انگیزه‌های فنی طرح‌شده، دست‌کم هفت کابل فوق‌العاده حیاتی زیردریایی داده و اینترنت بین‌المللی از این منطقه حساس عبور می‌کنند. در رأس این زیرساخت‌ها، سامانه عظیم و ۲۵ هزار کیلومتری AAE-۱ قرار دارد که همچون پل ارتباطی داده، شرق و جنوب‌شرق آسیا را از طریق خاورمیانه و شمال آفریقا به قلب اروپا متصل می‌کند.

با این وجود، از منظر آسیب‌شناسی فنی و نظامی، واقعی بودن یا قابلیت مانور عملیاتی بر روی این اهرم محل تردید‌های جدی است. کابل‌های فیبر نوری زیردریایی پهنه‌ای گسترده و عمیق در کف دریا‌ها دارند؛ اگرچه قطع یا اختلال در آنها با تجهیزات خاص زیرسطحی یا تخریب نقطه‌ای دیتاسنتر‌های ساحلی امکان‌پذیر است، اما فناوری شبکه اینترنت بین‌المللی بر پایه «مسیریابی مجدد دینامیک» طراحی شده است. به‌عبارت دیگر، با قطعی یک یا چند کابل در تنگه هرمز، ترافیک داده طی چند ساعت یا چند روز از مسیر‌های جایگزین (مانند مسیر‌های عبوری از سرخ، کانال سوئز یا کابل‌های زمینی) جایگزین می‌شود.

در نتیجه، اگرچه اختلال کوتاه‌مدت و هزینه‌های ترمیم مالی ایجاد خواهد شد، اما اثر آن فلج‌کننده و در حد یک «اهرم تعیین‌کننده جنگ» نخواهد بود. علاوه بر این، تخریب کابل‌های بین‌المللی می‌تواند به پای خود ایران نیز نوشته شود؛ چرا که شبکه اینترنت داخل کشور نیز به همین مسیر‌های بین‌المللی وابسته است و هرگونه تخریب گسترده، انزوای خودخواسته‌تر و شدیدتر دیجیتال و اقتصادی را برای جامعه و تجارت داخلی به همراه می‌آورد.

چرا عربستان و امارات باید نگران تهدید کابل‌های اینترنت باشند؟

از منظر محاسبات سیاسی و امنیتی، برجسته شدن جغرافیا و اهمیت این کابل‌ها تصادفی نیست. خلیج فارس طی سال‌های اخیر تنها مرکز تولید و انتقال انرژی نبوده، بلکه کشور‌های حاشیه آن مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی سرمایه‌گذاری‌های سنگین چندده میلیارد دلاری در توسعه زیرساخت‌های ابری، مراکز داده و زیرساخت‌های پردازشی هوش مصنوعی صورت داده‌اند. ورود بازدارندگی ایران به این حوزه، متضمن این پیام است که آسیب به امنیت ملی ایران، تمامی این سرمایه‌گذاری‌های چندلایه و حیات دیجیتال فراملی را با ریسک ناترازی و توقف مواجه می‌کند.

پرواضح است که مطرح‌کردن امکان تقاطع و اختلال در این کابل‌ها و تأسیسات مرتبط در هرمز یا بستر دریا، ابزار فشار کارآمدی برای ترغیب طرف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به خویشتن‌داری است. کشور‌های منطقه که بخش عمده سودآوری اقتصادی خود را در ایجاد ثبات برای جذب سرمایه‌های بین‌المللی تعریف کرده‌اند، در صورت ورود به فاز درگیری نظامی، با چالش جبران‌ناپذیر اختلال در شاهراه‌های ارتباطی خود مواجه خواهند شد. از این رو، برجسته‌سازی این برگ برنده دیتایی، نیروی محرکه‌ای بالقوه برای واداشتن پایتخت‌های عربی به اعمال فشار بر واشنگتن جهت جلوگیری از هرگونه اقدام نظامی شتاب‌زده ارزیابی می‌شود.

دایره پاسخ تهران تا کجا گسترش می‌یابد؟

در کنار پیام‌های علنی و رسانه‌ای، گزارش‌ها و ارزیابی‌های بین‌المللی از جمله گزارش اخیر وال‌استریت‌ژورنال حاکی از آن است که مقامات ایران در گفت‌و‌گو‌های دیپلماتیک و خصوصی با کشور‌های همسایه نیز چارچوب‌های واضحی را ترسیم کرده‌اند. مفاد این پیام‌ها بر این نکته صریح استوار است که در صورت باز شدن جبهه جدیدی از حملات ایالات متحده، گستره پاسخ تهران به هیچ‌وجه منحصر به یک نقطه خاص نخواهد ماند و دامنه درگیری‌ها کل منطقه را در بر خواهد گرفت.

هشدار نسبت به امکان هدف قرار دادن تأسیسات نفتی، زیرساخت‌های انرژی و حتی احتمالات مطرح‌شده درباره تحرکات زمینی، پیامد‌های ویرانگر اقتصادی هرگونه جنگ فراگیر را به طرف‌های منطقه‌ای گوشزد می‌کند. به ویژه که در ماه‌های اخیر شکنندگی اقتصاد انرژی جهانی در برابر پیامد‌های امنیتی آبراهه‌های منطقه عیان شده است.

موضوعی که نباید نادیده گرفت این است که به باور ناظران سیاسی تسری دادن دایره تهدیدات به حملات زمینی یا هدف قرار دادن تأسیسات نفتی و زیربنایی همسایگان عرب، اگرچه در کوتاه‌مدت انگیزه آنان را برای چانه‌زنی با واشنگتن جهت مهار جنگ افزایش می‌دهد، اما در میان‌مدت منطق بازی را به زیان تهران تغییر خواهد داد. چنین تهدیداتی، کشور‌های حاشیه خلیج فارس را که در سال‌های اخیر گام‌های موثری در جهت تنش‌زدایی با ایران برداشته بودند، مجدداً به سمت آغوش امنیتی و نظامی ایالات متحده و حتی ساختار‌های پدافندی مشترک با اسرائیل سوق می‌دهد. تهدید همسایگان به جای مهار آمریکا، ریسک ایجاد یک «اجماع منطقه‌ای-بین‌المللی» علیه ایران را بالا برده و تحریم‌ها و فشار‌های سیاسی را تعمیق می‌بخشد؛ واکنشی که هزینه‌های امنیتی ایران را چند برابر خواهد کرد.

آرایش تازه در شرق هرمز؛ هشدار دریایی ایران به شناور‌ها

در بعد عملیاتی و میدانی نیز حرکت‌ها همگام با این ادبیات تحلیلی پیش می‌رود. اعلام اخیر روابط عمومی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی مبنی بر استقرار آرایش جدید و یگان‌های عملیاتی در شرق تنگه هرمز، دریای عمان و دریای عرب، گویای آن است که رصد و کنترل موثر بر رفت‌وآمد شناور‌ها در سخت‌گیرانه‌ترین حالت خود قرار گرفته است.

ماجرای مواجهه اخیر با شناور و نفتکش متخلف که با خاموش کردن سامانه‌های ردیابی قصد عبور غیرقانونی از منطقه‌ای حساس را داشت، نشان‌دهنده اراده جدی ایران برای اعمال حاکمیت دریایی و پرهیز از ایجاد فضا‌های تنفس امنیتی برای طرف مقابل است. تأکید نیرو‌های مسلح بر لزوم رعایت دقیق قوانین بین‌المللی، روشن نگاه داشتن تجهیزات الکترونیکی شناور‌ها و ضرورت هماهنگی کامل برای عبور ایمن، بر این حقیقت استوار است که ایران خود را مسئول اصلی حفظ امنیت درون‌زای منطقه می‌داند و هرگونه اقدام نامتعارف یا پنهان‌کارانه شناور‌ها را معادل پیام‌های تهدیدآمیز تلقی خواهد کرد.

اروپا چه می‌خواهد؛ بازگشایی هرمز بدون تضمین مهار جنگ؟

در واکنش به این رویکرد دفاعی و هشدار‌های صریح، مقامات غربی بر رویکرد فشار‌های سیاسی و هشدار‌های متقابل تمرکز کرده‌اند. اظهارات فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، و درخواست وی برای بازگشت ایران به میز مذاکره و باز ماندن دائمی تنگه هرمز بدون هیچ قید و شرطی، نمادی از نگاه یک‌جانبه غرب به بحران است.

ضعف اساسی این موضع‌گیری در آن است که با بی‌توجهی به ریشه‌ها و عوامل اصلی شکل‌گیری تنش - از جمله تهدید‌های مداوم نظامی و تحریم‌های آمریکا - تنها از ایران می‌خواهد که ابزار‌های بازدارنده و قانونی خود را کنار بگذارد. تجارب تاریخی به روشنی اثبات کرده است که موضع‌گیری‌های یک‌طرفه اروپایی‌ها بدون ارائه تضمین‌های واقعی امنیتی و اقتصادی، قادر به گشودن گره‌های کور دیپلماتیک نخواهد بود.

هم‌زمان در داخل کشور نیز بررسی سناریو‌های احتمالی تنش از ابعاد مختلف در جریان است. اظهارات احمد بخشایش اردستانی و اشاره این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به امکان حمله متقابل به مراکز راهبردی و حساس منطقه در صورت وقوع درگیری نظامی جدید، نشان می‌دهد که محاسبات دفاعی ایران بر پایه بازدارندگی سطح بالا و پاسخ‌های نظامی گسترده و بدون محدودیت‌های اولیه طراحی شده است.

واقع‌بینی در بازدارندگی و بازگشت به ریل دیپلماسی

مرور مجموع تحولات، هشدار‌های دیتایی و تحرکات میدانی نشان می‌دهد که بازدارندگی ایران وارد پیچیده‌ترین و پرریسک‌ترین فاز خود شده است. با این حال، نگاهی واقع‌بینانه به صحنه نشان می‌دهد که اهرم‌های تهاجمی جدید - از تهدید کابل‌های فیبر نوری گرفته تا هدف گرفتن زیرساخت‌های منطقه - بیش از آنکه راه‌حلی پایدار برای عبور از بحران باشند، نشانه‌هایی از فشرده‌تر شدن فنر تنش هستند.

اتکای بیش از حد به هشدار‌های پرهزینه، بدون گشودن چشم‌اندازی روشن برای رویکرد دیپلماتیک، ریسک محاسبات اشتباه را در هر دو طرف بالا می‌برد. شکنندگی اقتصادی خلیج فارس و وابستگی متقابل ایران و همسایگانش ایجاب می‌کند که «بازدارندگی نظامی و فناورانه» تنها به‌عنوان لایه پشتیبان برای «دیپلماسی فعال و متوازن» عمل کند، نه جایگزین آن. در نهایت، هیچ کارت بازی یا اهرم تهدیدی نمی‌تواند جایگزین منافع حاصل از تنش‌زدایی واقعی، حفظ ساختار‌های اقتصادی و بازگرداندن ثبات پایدار به منطقه شود؛ نقطه‌ای که تحقق آن نیازمند عقلانیت هم‌زمان در تهران و واشنگتن و پرهیز از ماجراجویی‌های بی‌پایان است.

نظرات

  • منتشرشده: 1
  • درانتظار: 0
  • غیرقابل‌انتشار: 0
  • IR ساسان ۱۷:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
    0 0
    وقتی دنیا رفته رو استارلینک فیبر نوری چیه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها

بازرگانی